گروه آموزشی گرافیک ایرانشهر
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: گروه گرافیک - ۱۳٩۱/۱/۱۳

پایه کار یا گرید :

« پایه کار » یا « گرید » عبارت است از قانونمند کردن و تعیین عواملی مانند طول سطرها و فاصله آنها از یکدیگر ؛ فاصله بخشی از صفحه که واژگان در آن قرار گرفته اند از لبه های کاغذ ؛ فاصله ستون های حروف از هم و مواردی از این قبیل در یک کتاب یا اثر چاپی. در صفحه آرایی با رایانه ، گرید به مفهوم « تعریف کردن این موارد به صورتی ثابت و مشخص برای رایانه است و در صفحه آرایی کتاب به روش سنتی معروف به « چسب و قیچی » به صفحه ای خط کشی شده بر مبنای فاصله و طول سطرها نیاز داریم که علاوه بر واژه های « گرید » یا « پایه کار » ، اصطلاح « صفحه ماکت » هم برای آن به کار برده است.


خطوط در صفحه ماکت با رنگ آبی چاپ می شود که در فیلم خطی ، این رنگ اثری ندارد و در نتیجه ، وقتی حروف سیاه رنگ بر روی این صفحات چسبانده شوند ، در عکاسی چاپ فقط سیاهی ها روی فیلم منعکس می گردند و خطوط آبی اثری بر جای نمی گذارند. اگر کلمه یا نقشی باید در تمام صفحات کتاب تکرار گردد ، بهتر است که در پایه کار با رنگ مشکی چاپ شود ؛ یعنی پایه کار را دو رنگ چاپ کنیم : آبی برای تمام خطوطی که نیازی به چاپ شدن آنها در کتاب نیست و فقط صفحه آرا در صفحه آرایی کمک می کنند و مشکی ، برای نقش یا  کلمه ای که قرار است در کل کتاب چاپ شود. در پایه کار کتاب ، غیر از خطوط افقی مربوط به کرسی سطرها و خطوط عمودی مشخص کننده ابتدا و انتهای سطرها ، باید هر خط و علامتی که می تواند در صفحه آرایی به صفحه آرا کمک   کند ، رسم گردد. مانندعلامتی که 3/1 بالای صفحه را مشخص می کند و برای تعیین شروع فصل ها کاربرد دارد ، خط چینی که سر سطرها را مشخص می کند ، یک خط تقارن که برای چسباندن تیترهای وسط در وسط به کار می آید ، علایمی که جای شماره صفحه را مشخص می کند و موارد دیگری از این قبیل.

بعضی از کتاب ها پایه کار شطرنجی دارند. یعنی به جای خطوط کرسی و خطوط عمودی مذکور ، سطح حروف را به صورت شطرنجی چاپ می کنند تا راهنمایی برای دقیق چسباندن سطوح  کاغذی نمونه دوم حروف چینی باشد. در این پایه کار ها ، بهتر است اندازه هر خانه شطرنجی به جای آن که بر حسب سیستم متریک باشد ، بر حسب سیسیرو رسم گردد ، یعنی اندازه هر خانه مربع ، 5/4 میلیمتر باشد.  پایه کار را معمولا با راپیدوگراف 1/0 یا 2/0 میلیمتر رسم می کنند و اگر هم آن را با رایانه رسم کنند ، ضخامت خطوط را در همین حدود در نظر می گیرند. پایه کار باید برای استفاده از عناصر بصری متفاوتی مانند حروف متن ، عنوانها ، تصاویر و ریز نقش ها مناسب باشد. از این رو ، یک الگوی پیش تعیین شده نیست بلکه در هر نوع کتاب حالتی ویژه دارد. پایه کار ، باعث ایجاد  تناسب بین طرح و مطالب ، تبدیل پراکندگی به تجمع ، ایجاد خلاقیت های منطقی و جلوگیری از اتلاف وقت می شود و امروزه در تمام مواردی که با سطر هایی از نوشتار سروکار داریم ، ضروری است. در پایه کار برای تفکیک عملکردهای مختلف ، می توان از انواع خط چین استفاده کرد و غیر از آن ، طراح می تواند برای سهولت صفحه آرایی ، هر علامتی را که صلاح بداند ، در پایه کار منظور نماید.

صفحه آرایی کتاب :

در بیشتر گرید های کتاب ، حاشیه سفید صفحات دقیقاً مشخص می کنند تا صفحه آرا به هنگام صفحه آرایی ، از شکل صفحه تصور درستی داشته باشد. حاشیه سفید اطراف صفحه ها را در اصطلاح « مارژین » می گویند که واژه ای انگلیسی است به معنی کناره و حاشیه. چهار فاصله اطرف صفحه ، یعنی فاصله سطح نوشته ها در هر صفحه تا عطف و بالا و پهلو و پایین هم اندازه نیستند و اندازه های استاندارد متداول به ترتیب به نسبت اعداد 2 ، 3 ، 4 ، 6 یا 5/1 ، 2 ، 3 ، 4 می باشد که از تناسب طلایی این نسبت ها حاصل شده است.

از ابتدای تولید کتاب به روش حروف چینی ، این تناسب طلایی در حاشیه صفحات کتابهای لاتین رعایت می شده است ولی در دهه های اخیر با تحولات هنری جهان و گسترش ارتباطات و پیدایش مکتبهای هنری سنت شکن مانند « دادئیسم » دیگر ، در صفحه آرایی الزام قطعی وجود ندارد که حتما تناسب طلایی رعایت شود. در صفحه آرایی کتاب برحسب روحیه موضوع کتاب و سلیقه صفحه آرا و ناشر حاشیه ها نسبت به حالت طلایی تغییر می یابند. بهتر است رعایت نکردن   تناسب طلایی در حاشیه ها براساس منطق کاربردی باشد. در هر حال ، بسیار به ندرت اتفاق می افتد که برای کوچک انتخاب کردن فاصله سطح حروف از لبه مخالف عطف ، از فاصله همین سطح تا عطف داشته باشیم و تقریبا همیشه ، فاصله سطح نوشته های کتاب تا عطف ، از سه حاشیه دیگر باید کمتر باشد زیرا این فاصله از میان ، چهار فاصله حاشیه های صفحه تنها فاصله ای است که در دو صفحه مقابل هم کنار خودش تکرار می شود و از جهت حسی نیز چون دو صفحه مقابل هم یک نمای بصری را به وجود می آورند ، بهتر است بین دو نیمه این نما ، حداقل فاصله ضروری وجود داشته باشد. صفحه آرایی کتاب دو مرحله مختلف دارد که یا هر دو مرحله را یک طراح انجام می دهد و یا طراح به مرحله اول می پردازد و شخص دیگری صفحات را برای لیتوگرافی آماده می شازد و اجرای  نهایی می نماید. مرحله اول طراحی کلی کتاب یعنی طرح گرید ، شامل شکل صفحه عنوان اصلی و صفحه حقوق ، طرح سرفصل ها و زیر مجموعه آنها ، چگونگی شروع مطلب پس از سرفصل و مواردی از این قبیل می شود که با فکر و اندیشه و خلاقیت همراه است. مرحله دوم ، جنبه    اجرای دقیق این تصمیمات را دارد و نیازمند حوصله و دقت است و ممکن است اندیشه و خلاقیت در آن ، کاربرد بسیار اندکی داشته باشد.

سرفصل ها :

 در مورد طراحی سرفصل های کتاب ، معیار ویژه ای نداریم به غیر از این که شکل سرفصل ها باید با شکل صفحات معمولی و موضوع آن ، هماهنگی و تناسب داشته باشد. مثلاً استفاده از نقش اسلیمی در سرفصل کتابی جایز است که موضوع آن به نوعی با فرهنگ اسلامی ارتباط دارد. شکل بعضی از طرح های اسلیمی ، جهت و حرکت مشخصی دارد و چشم را به جهت معینی هدایت می کند. مثلاً نوشته را در مقابل آن قرار می دهیم که چشم را به طرف نوشته عنوان فصل هدایت کند. در کتاب هایی که تعداد فصل ها نسبت به حجم کلی کتاب ، زیاد است ، سر فصل ممکن است هم در صفحه زوج و هم در صفحه فرد قرار گیرد و پس از انتهای هر فصل ، بلافاصله طرح سر فصل بیاید. در سرفصل ها هم ، بهتر است نوشته ها وارد سطح حاشیه هایی نشوند که در گرید مشخص  گردیده اند. ولی چنان که خط یا طرح و نقش حاشیه ها را قطع کند و تا برش صفحه ادامه یابد ، اشکال ندارد. در طراحی سرفصل ها ابداع خلاقیت و شخیصت بصری کتاب ، قاعدتاً متناسب با موضوع آن است ، عوامل مهمی هستند که باید در نظر گرفته شوند. طرح سرفصل کتاب غالباً  نیازی به نقش و نگار ندارد و نباید به سادگی کتاب صدمه بزند. اگر در کتابی ، یک برگ کامل را به سرفصل اختصاص دهیم ( روی صفحه طرح سرفصل باشد و پشت آن سفید ) ، در صفحه بعد که شروع مطلب فصل است ، باید حدود 3/1 بالای صفحه را خالی بگذاریم و سپس مطلب را شروع کنیم و در هیچ حالت نباید مطلب فصل ، کاملاً از بالای صفحه شروع شود. تذکر این نکته ضروری است که در صفحات عادی کتاب و نیز صفحاتی از کتاب که سراسر آن یک جدول و یا یک تصویر باشد ، شماره صفحه و کلمات سرصفحه باید گذاشته شود اما در صفحات سرفصل و نیز پشت آن که سفید است ، نباید شماره صفحه و واژگان مربوط به سرصفحه و چیزهایی از این قبیل را گذاشت.

سرصفحه ها :

 سرصفحه ها ، تنها واژگانی هستند که مجازند در حاشیه های صفحه قرار گیرند. معمولاً سرصفحه سمت راست ، که در صفحه زوج واقع می شود ، نام کتاب است و سر صفحه سمت چپ ، که در صفحه فرد قرار دارد ، نام فصل می باشد.به بیان کامل تر ، عنوانی که ثابت تر است در صفحه زوج و مطلبی که نسبت به این صفحه زودتر تغییر می کند در صفحه فرد قرار می گیرد.

نکته بسیار مهم این که در به کارگیری هر نقشی که قرار است در تمام صفحات کتاب تکرار شود ، این واقعیت را باید در نظر داشت که نقش مذبور ، از نظر بصری باید بسیار سبک باشد. یعنی یا بسیار ریز و با رنگی تیره و یا کمی درشت تر ولی با رنگی بسیار روشن و نزدیک به رنگ زمینه.استفاده از نقش ، حتی نوع ظریف و کوچک آن ، در کتابهای معدودی جایز است مانند کتاب های معرف اسلامی که ممکن است در بعضی آنها طراح از نقوش اسلیمی بسیار ظریفی برای تزیین صفحه استفاده کند. نکته مهم در صفحه آرایی کتاب ، یکپارچه بودن و هماهنگی کار و ثابت ماندن هر تصمیم و سلیقه ای در تمام کتاب است ؛ به طور مثال ، اگر شروع یک فصل با بالای صفحه 12 سطر فاصله دارد ، این امر ، در فصل های دیگر کتاب هم باید دقیقاً رعایت شود و یا ، اگر سر هر پاراگراف دو سیسیرو داخل می رود ، در سراسر کتاب همین گونه باشد.

صفحه آرایی کتابهای بدون تصویر :

در این کتاب ها ، مدیر تولید موسسه نشر یا طراح ، ضوابطی را برای تمام جنبه های بصری کتاب در نظر می گیرد که با استانداردهای تولید کتاب سازگار باشد و تمام صفحات کتاب با رعایت این ضوابط آماده گردد. این ضوابط تعداد سطرهای بالای سرفصل ها ، محل استقرار تیترها و میان تیترها و تیترهای فرعی تر و سرصفحات و شماره صفحات و چگونگی وضعیت سرفصلها و مواردی از این دست را مشخص می کند. در صفخه آرایی رایانه ای ، این ضوابط برای رایانه تعریف می شود و در صفحه آرایی سنتی معروف به « چسب و قیچی » از گرید چاپ شده به رنگ آبی استفاده می کنیم و یا گرید را روی طلق رسامی می نماییم و با استفاده از میز نور و قرار دادن صفحات کاغذ سفید بر روی آن ، عمل صفحه آرایی را انجام می دهیم. هنگام صفحه آرایی ، باید « خبر » یعنی متن دستنویس یا تایپ شده کتاب را کنار دست خود داشته باشیم و با توجه به نظم مطالب ، حروف چینی را در صفحه ماکت ( صفحه ای که گرید روی آن با رنگ آبی چاپ شده است ) بچسبانیم.

در مورد پانوشت صفحات کتاب ، موارد زیر را باید رعایت نمود :

-  پانوشت های فارسی و پانوشت های فارسی و لاتین ، همیشه از راست به چپ و با شماره های فارسی چاپ می شوند.

-  پانوشت های لاتین ، همیشه از چپ به راست و با شماره های لاتین حروف چینی و صفحه آرایی می گردند.

-  در پایان پانوشت های توضیحی و ارجاعی باید نقطه گذاشت. اما اگر در پانوشت فقط نام یا اصطلاح آورده شود ، در پایان آن نیازی به نقطه نیست.

-  اگر پانوشت ها کوتاه باشند و بخواهیم آنها را دنبال یکدیگر بیاوریم ، فاصله میان انتهای یک پانوشت و ابتدای پانوشت بعدی ، معمولاً دو سیسیرو یعنی 9 میلیمتر است. در هر حال ، این مقدار بهتر است ثابت باشد و در سراسر کتاب ثابت بماند.

-  در صورتی که در پایین صفحه برای تمام پانوشت یا پانوشت ها جا نباشد ، بقیه آخرین پانوشت پایین صفحه ، به صفحه بعد برده می شود. در این صورت ، باید از نشانه پیکان ظریف و کوچکی هم در پایان صفحه و در منتهی الیه سمت چپ ، زیر آخرین سطر و نیز در شروع پانوشت در صفحه بعد در بالای منتهی الیه سمت راست استفاده نمود.

در صفحه آرایی کتاب ، هرگاه مجبور شویم نمودار یا جدولی را در حالت خلاف جهت متن در صفحه قرار دهیم در کتاب های فارسی زبان محل استقرار شرح جدول یا نمودار را قرار می دهیم. همین مورد را در کتاب های زبان انگلیسی یا هر زبانی که از سمت چپ خوانده می شود نشان می دهد. شماره و عنوان جدول بهتر است در بالای آن قرار گیرد و توضیحات دیگر در زیر آن. در حروف چینی جداول باید در نظر داشت که حروف ترجیحاً باید مختصری از متن کوچکتر باشند ، مقدار این کوچک بودن ، برحسب تعداد واژه هایی که در هر خانه جدول قرار می گیرد ، متفاوت است. گاهی ممکن است مطالب یک جدول از ارتفاع یک صفحه کتاب تجاوز کند. در این صورت ، می توان دنباله جدول را در صفحه یا صفحه های بعد ادامه داد.

صفحه آرایی کتاب های مصور :

در کتاب های مصور ، علاوه بر طرح یک ساختار کلی برای صفحه آرایی کتاب و شکل صفحه عنوان ، صفحه حقوق ، سرفصل ها و . . . نیاز است که صفحه آرا شناخت کافی از مفهوم ترکیب هنری یا کمپوزسیون و به طور کلی مبانی هنرهای تجسمی داشته باشد تا بتواند در صفحه ، درباره عوامل بصری ، تصمیمات مقتضی مناسب و مطلوبی اتخاذ کند. گرید کتابهای مصور باید به صورت دو صفحه مقابل هم طراحی شود زیرا مجموعه دو صفحه مقابل هم میدان عمل صفحه آرا هستند و اگر صفحه را به بوم نقاشی تشبیه کنیم ، دو صفحه مقابل هم یک بوم را برای عرضه خلاقیت هنری می سازند. در کتابهای مصور ، گرید دو صفحه ای حتماً باید تعدادی خط عمودی داشته باشد که برای قرارگیری تصاویر به کار گرفته شوند. تعداد تقسیمات عمودی ، به وسیله طراح ، نوع و تعداد تصاویر بستگی دارد. در کتابهای علمی و درسی که معمولاً تصویر هم دارند ، تصمیم گیری در مورد جای تصاویر باید بسیار کاربردی و منطقی باشد و تصویر ، نهایت نزدیکی را با متن مربوط به آن داشته باشد. باید برای اندازه تصاویر و چگونگی استقرار آنها در متن ، تصمیمی ثابت گرفت.

یکی از انواع پایه کارهای کتاب که طراحی آن نیاز به تجربه و خلاقیت تجسمی دارد ، طراحی پایه کار آلبوم های عکس است. یک شیوه کلاسیک که برای این منظور می توان به ان اشاره نمود ، روش واحد بندی یا گرید « مدوله » می باشد. در این روش ، سطح موثر هر صفحه ، یعنی سطحی را که پس از کسر حاشیه ها باقی می ماند ، به چند واحد مربع یا مربع مستطیل تقسیم می کنیم. یکی از شیوه هایی که در کتابهای مصور می توانیم از آن برای تعیین کادر تصاویر استفاده کنیم ، رعایت نسبت ثابت طول به عرض در چند تصویر است که در مجاورت یا نزدیکی یکدیگر در صفحه واقع شده اند. این شیوه نوعی تعادل ایجاد می کند. در صفحه آرایی ، استفاده از مربع که یکی از سه شکل اصلی است راه مناسبی است که صفحه آرا بتواند به سهولت و سرعت به ترکیب بصری مناسبی برسد. یعنی کادر بعضی از تصاویر یا بعضی از ستونهای حروف ، می تواند مربع شکل باشد تا صفحه آرا برای رسیدن به ترکیب بصری مناسب یاری دهد. کادر تصاویری هم که طول و عرض آنها تفاوت مختصری دارد. در صفحه آرایی کتابهای درسی مصور ، « عملکرد » نقش بسیار مهمی بر عهده دارد و عوامل مرتبط با آن ، مانند گروه سنی خواننده کتاب و معلومات و توانایی های او و نیز ، جنبه های فرهنگی و روان شناسانه مخاطب کتاب باید کاملاً در نظر گرفته شود. صفحه آرایی این گونه کتابها بسیار مهم است و نقش حساسی در امر آموزش دارد. تصمیم گیری در مورد ایده کلی و خطوط مولفان کتاب ، متخصص یا متخصصان روان شناسی کودک و نوجوان و یک یا چند طرح مجرب و یک یا چند آموزگار با سابقه و مجرب انجام شود.

تعیین اندازه تصویر :

برای اندازه زدن تصاویر در صفحه آرایی کتابهای مصور ، از رابطه زیر استفاده می کنیم :

 

            طول تصویر در ارژینال صفحه آرایی                 طول تصویر یا اسلاید موجود

نسبت                                                  =  نسبت  

          عرض تصویر در ارژینال صفحه آرایی                 عرض تصویر یا اسلاید موجود

 

این مفهوم را با بیان زیر نیز می توان شرح داد :

در بزرگ کردن تصویر ABCD ، اگر طول تصویر جدید را داشته باشیم ، برای یافتن عرض تصویر جدید ، DC را ادامه می دهیم و نقطه C' را در امتداد آن طوری انتخاب می کنیم که DC' ، برابر طول تصویر جدید باشد. از C' ، خطی عمود به DC رسم می کنیم تا امتداد قطر DB را در B' قطع کند. از B' خطی موازی DC رسم می کنیم تا امتداد خط DA را در قطع A' قطع نماید. مستطیل A'B'C'D' تصویر بزرگ شده ABCD می باشد که همان تناسب طول و عرض را دارد.  

جهت تصویر یا زاویه دید :

در کتا بهای مصور ، برای معین کردن جای مناسب تصاویر ، باید جهت عکس ها را هم در نظر گرفت. مفهوم جهت عکس یا « زاویه دید در عکس » به شرح زیر است :  دایره یکی از سـه شکل اصـلی است که جهت مشخصی نـدارد و سمـت و سـوی خاصی را القا  نمی کند. اما اگر یک دایره بسیار کوچک را در نزدیکی دایره بزرگنمایی تماشا کنیم ، حرکت چشم از دایره بزرگ به طرف دایره کوچک خواهد بود ؛ یعنی ناظر ، ابتدا دایره بزرگ را می بیند و سپس ، نگاهش به طرف دایره کوچک می رود. اگر خطوط ذهنی به وجود آمده را رسم کنیم ، شکل نهایی مانند یک فلش عمل می کند و جهت مشخصی ( از دایره بزرگ به طرف دایره کوچک ) دارد. منظور از « زاویه دید » یا « جهت عکس » همین حرکت و جهت است که مشخص می کند وقتی چشم شیء خاص یا تصویر آن را مشاهده می کند ، نخست منعطف به کدام قسمت می شود و سپس ، در چه جهتی حرکت می نماید.

وقتی به چهره انسان یا صورت حیوانی از روبرو نگاه کنیم از لحاظ جهت عکس ، خنثی است و جهت خاصی ندارد. تصویر یک اتومبیل یا گاری یا قطار از روبرو خنثی است. همان گونه که بعضی از اشکال هندسی مانند دایره هم خنثی هستند و جهت مشخصی را القا نمی کنند. در صفحه آرایی از این زاویه دید یا جهت نگاه تصویر ، فراوان استفاده می کنیم. بر روی جلد کتابها ، جهت نگاه تصویر نباید به طرف عطف باشد بلکه باید به سمت لبه کتاب نگاه کند. اگر تصویری به سمت چپ نگاه کند یا جهت حرکت چشم در آن از راست به چپ باشد ، عمل پیاده کردن و استقرار آن در سمت راست دو صفحه مقابل یکدیگر است. جهت مایل با مفهوم تعادل رابطه معکوس دارد. این جهت بی ثبات ترین و در نتیجه پرتحرک ترین نیروی جهت دار بصری است ودر تصاویر وجود چنین جهتی بیش از همه جلب توجه می کند. معنا و حالت آن ناآرام و تهدید کننده است. 

تعادل در صفحه :

دستگاه حسی انسان به گونه ای عمل می کند که انسان ، هنگام مشاهده یک طرح یا تصویر ، تمایل شدیدی به تعادل دارد. در صفحه آرایی یکی از راه های رسیدن به تعادل ، تقارن است. در کتاب های خطی و نیز کتاب های چاپ سنگی دوره قاجار ، صفحات دارای تعادلی که بر مبنای تقارن آرایش یافته اند ، فراوان یافت می شود. اما باید توجه کرد که امروزه در صفحه آرایی ، ایجاد تعادل به وسیله تقارن راه حل ارزشمند و هوشمندانه ای به شمار نمی رود و تقارن ، زبان بصری مناسب قرن ما نیست. از این رو ، بهتر است با استفاده از روشهایی غیر از تقارن ، تعادل را در دو صفحه مقابل هم ایجاد کرد.

صفحه آرایی کتاب های کودکان :

در صفحه آرایی کتابهای کودکان ، اصل مهم ، رعایت سادگی و پرهیز از پیچیدگی است. سفید خوانی ، یعنی وجود سطوح سفید علاوه بر حاشیه ها و رعایت ان در صفحه آرایی کتاب کودک ، بسیار ضروری است. از این رو ، نباید صفحات از تصویر و نوشته کاملا پر شوند و سفیدی نداشته باشند. اما تقسیم این سفیدی ها در صفحات ، باید با رعایت ضوابط و مبانی بصری صورت گیرد و به سهولت خواندن و درک مفهوم کمک کند. گروه سنی کودک نیز باید در نظر گرفته شود. سفید خوانی کتاب کودک 6 تا 7 ساله نسبت به سفید خوانی کتاب های نوجوانا بیشتر است. در صفحه آرایی کتاب های کودکان ، دو صفحه مقابل هم را با تاکید زیاد ، باید یک تابلو و یک صفحه دید و در حد امکان ، این دو صفحه را به هم مربوط نمود که به صورت یک تابلو دیده شود. یکی از روش های رایج برای رسیدن به این هدف ، ادامه تصویر از یک صفحه به صفحه مقابل است.

 

گروه گرافیک
وبلاگ گروه آموزشی گرافیک آموزش و پرورش شهرستان ایرانشهر
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


IS